شرکت رمیس در سال ۱۳۸۰ توسط جمعی از فارغالتحصیلان دانشگاههای معتبر، بهصورت کاملا خصوصی و با هدف فعالیت در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات تأسیس شد و تلاش کرد با بهکارگیری بهترین، معروفترین و بزرگترین برندهای تجاری فعال دنیا در این زمینه، برای شرکای تجاری خود ایجاد ارزش کند. فعالیتهای این شرکت در جهت ایجاد ارزش و برطرف کردن نیازهای مشتریان برای سازمانهای بزرگ و کوچک دولتی، خصوصی و همچنین شرکتهای همکار است. رمیس همواره درحال برنامهریزی، تدارک و سازماندهی مستمر بوده و موفق شده، طیف وسیعی از خدمات و تجهیزات را برای ارائه داشته باشد. آنچه در ادامه میخوانید گفتوگوی ما با سید محرابالدین بدری، قائممقام و عضو هیات مدیره شرکت رمیس است.
نحوه ارائه خدمت و پشتیبانی رمیس در ایام بحرانی جنگ ۱۲ روزه چگونه بود؟
ما به این موضوع واقعاً اعتقاد داشتیم و در عمل هم ثابت کردیم تمامیت (integrity) ما در رمیس فقط در حد شعار نیست. ما در این ایام ثابت کردیم که فارغ از قرارداد به تعهداتی که داریم، پایبند هستیم و به ادعایی که کردهایم، عمل میکنیم. ما تولیدکننده تکنولوژی نیستیم، اما میتوانیم تکنولوژی روز دنیا را با روشهایی که در دسترس است، به کشور برسانیم تا مردم عزیزمان بتوانند از آن استفاده کنند.
درست است که کسب و کار ما B2B یا به نوعی B2G است، ولی هدف اصلی این است که مردم بتوانند راحتتر زندگی کنند. بنابراین، مأموریت و مسئولیت و تعهد ما این است که بهترینهای دنیا را، از هر نقطه جهان، با بهترین شرایط و مطابق با استانداردهای روز، بهموقع تأمین کنیم.
طی سالهای اخیر تمرکز ما بیشتر روی تکنولوژی روز دنیا، خصوصاً بحث راهکارهای یکپارچه Oracle بود و در این زمینه از اولینهای کشور هستیم. اولین پروژه نصب و راهاندازی راهکار یکپارچه اوراکل (EXADATA, ZDLR) نیز در حوزه بانکداری توسط شرکت رمیس انجام شده است.
حتی در شرایط جنگی، توانستیم بخش عمدهای از کالاهای مورد نیاز یکی از بانکها را تأمین کنیم. همچنین در این مدت از سمت تامینکنندگانمان نیز حمایتهای زیادی را دریافت کردیم و این اتفاق برای ما و مشتریان عزیزمان بسیار ارزشمند بود.
یکی از موضوعاتی که همواره مطرح میشد اما در ایام اخیر بهطور ملموس نمایان شد، مسئله Single Point بودن یا اتکای بیشازحد به یک برند خاص در زیرساختهای کشور است. این تمرکز شدید، چالش بزرگی ایجاد کرده است؛ بهطوری که بیش از ۹۳ درصد سرورهای موجود تنها از یک برند خاص تأمین میشوند، ظرفیتهای ذخیرهسازی نیز تقریباً بهطور کامل به یک برند دیگر وابسته است و زیرساخت شبکه نیز عمدتاً بر تجهیزات یک برند متفاوت بنا شده است. این در حالی است که در ایالات متحده – کشور مبدأ همان برند – سهم آن در بازار سرور تنها ۱۷ درصد است. به بیان دیگر، حتی در آنجا نیز زیرساختها بهگونهای طراحی شدهاند که در صورت بروز مشکل در یک برند، تنها بخشی از شبکه دچار آسیب شود. اما در ایران، تمرکز بر یک یا دو برند خاص باعث شده کل زیرساخت ملی در برابر هرگونه اختلال، به یک نقطه آسیبپذیر جدی تبدیل شود.
باید بدانیم که میشود با منابع دیگر هم کار کرد. در طراحیها نیز نباید الزاماً از یک برند خاص بهصورت کامل استفاده کرد و راهکارهای مختلفی وجود دارد. میتوان راهحلهای بکاپ متفاوت داشت یا از استوریجهای متنوع استفاده کرد. لزوماً نباید همه تجهیزات از یک برند یا حتی یک کشور باشند. این کار کمک میکند که در شرایط اضطراری، همه چیز متکی به یک پروتکل خاص نباشد. بحث امنیت داده و پشتیبانگیری هم بسیار اهمیت دارد. رمیس در این حوزه بسیار کار کرده است و در حوزه راهکارهای بکاپ، فعالیت زیادی داشته و دارد.
رمیس در حوزه توسعه دانش زیرساختی چه اقداماتی انجام داده است؟
مؤسسه آموزش عالی ارژنگ نهتنها تعهد گروه به ایفای نقش مسئولیتاجتماعی خود بوده، بلکه از طریق آن همواره تلاش کردهایم آگاهیرسانی را در اولویت قرار دهیم. ارژنگ هیچگاه برای ما جنبه بیزینس نداشته است و هدف ما همیشه بالا بردن سطح آگاهی بوده است.
بعد از وقایع اخیر، مجدداً سرفصلها و راهحلهایی که میشود روی آنها کار کرد را بازنگری کردیم، چون احساس کردیم این نیاز کشور است. متاسفانه کمبود متخصصان داخلی بهدلیل مهاجرت یا از دستدادن نیروهای کارآمد، یک نیاز مبرم برای کشور ایجاد کرده است. باید بتوانیم منابع انسانی باکیفیت تربیت و سرمایههای انسانی متخصص را جذب و حفظ کنیم، زیرا در نهایت برای تمام این تجهیزات و توسعه آنها نیاز به افراد متخصص وجود دارد.
غیر از راهکارهایی که در حوزه آموزشی، در ارژنگ ارائه میکنید، آیا در کنار تجهیزات و محصولاتی که در اختیار بانکها قرار میدهید، راهکارهای مدیریت زیرساخت را هم پیشنهاد میکنید؟
ما در حوزههای مختلف راهکارهای متفاوتی را ارائه میکنیم:
- راهکارهای یکپارچه هوشمند اوراکل شامل نرمافزار و سختافزار
- تجهیزات پردازشی (نسلهای مختلف سرورهای مولتیبرند و خاصمنظوره با قابلیت استفاده در پلتفرمهای هوشمصنوعی)
- ذخیرهسازی هوشمند برای ردههای مختلف از SMEs الی High-End
- تجهیزات شبکه و امنیت
- راهکارهای بکاپ شامل سختافزار و نرمافزار
- نرمافزارهای مانیتورینگ شبکه و داده
- راهکار دیزاستر ریکاوری
- و همچنین خدمات پشتیبانی و ارائه خدمات ابری محصولات
از اتفاقاتی که در جنگ ۱۲ روزه رخ داد، چه درسی برای حوزه زیرساخت بانکی میتوان گرفت؟
بزرگترین درسی که در حوزه تخصصی ما میتوان گرفت، این است که باید اهمیت بیشتری برای زیرساخت دیجیتال کشور قائل شویم و مالک آن که میتواند رگولاتور باشد، بحث نظارتی را برقرار کند تا استانداردی برای نوسازی یا حداقل استاندارد قابلقبول برای پاسخگویی به نیازهای کشور تعریف شود و هر بانکی از این حداقل برخوردار باشد.
نکته دوم این است که به شرکتهای خصوصی اعتماد بیشتری شود. و از ظرفیت دانش به روز شرکتهای خصوصی که پروژههای بزرگ و با اهمیت در کشور را بهدرستی و بدون نقص اجرا کردهاند و دلسوز و حرفهای و دغدغهمند هستند استفاده شود.
بدیهی است شرکتهای خصوصی، مؤسسه عامالمنفعه نیستند اما با استفاده از نظر نخبگان از طریق نمایندگان آنها در اتاقهای بازرگانی، اصناف، اتحادیهها و شرکتهای خصوصی و مشارکت آنها در تصمیمسازی و تصمیمگیری از آثار منفی احتمالی آتی جلوگیری نمود.
همچنین یکی از مشکلات در نظامهای اداری کشور، روشهای نادرست و تغییرات مکرر در رویههای بخشنامهها و تصمیمگیری است. این موضوع در حوزههای مختلفی مانند صدور مجوزها، واردات کالا، تخصیص ارز، رسوب کالا در گمرک، عدم ارائه تسهیلات بانکی هدفمند، صدور بهموقع مفاصا حسابهای تامیناجتماعی و مسائل عدیده مالیاتی به وضوح دیده میشود. عدم ثبات در رویهها و تغییر سیاستها باعث سردرگمی سازمانها و افراد، کاهش کارآمدی و اتلاف منابع میشود. برای بهبود عملکرد، ضروری است فرآیندها استاندارد، شفاف و مستدل شده و تصمیمگیریها پایدار و هدفمند شود.
حفظ نخبگان: کلید توسعه پایدار
فراتر از شعار: حمایت از متخصصان نیازمند ایجاد شرایطی است که انگیزه ماندن را تقویت کند. حتی درآمد بالا کافی نیست اگر حال فرد خوب نباشد.
مزیت رقابتی کشور: نیروی متخصص باکیفیت و ارزانقیمت؛ فرصت همکاری با شرکتهای بینالمللی، دسترسی به فناوری روز و انگیزه ماندن را افزایش میدهد.
تجربه عملی: شرکت مپنا نمونهای موفق در ارائه خدمات بینالمللی است که توانسته با حفظ و بهرهگیری از متخصصان، مسیر توسعه خود را هموار کند. با الگوبرداری درست و ارائه خدمات رقابتی در سطح منطقه، میتوان در حوزه تکنولوژی زیرساخت نیز به چنین موفقیتی دست یافت.
پیامد مهاجرت نخبگان: مدیران ارشد داخلی، پس از مهاجرت در کشورهای مقصد معمولاً به سطح کارشناس تنزل پیدا میکنند؛ در نتیجه، از ظرفیت و سرمایه انسانی آنها بهرهبرداری شایستهای نمیشود.
وظیفه شرکتها: ایجاد فضایی با رضایت و انگیزه بالا برای متخصصان، تنها راه حفظ نخبگان و جلوگیری از مهاجرت است.

